تبليغاتX
با تو زیستن



 

چشماي تو براي من عالم زندگانيه
رنگ چشات براي من اميد زندگانيه
من ميميرم اگه تو پيشم نموني
رنگ دلم آبي شده ميشه تو پيشم بموني
چشماي من منتظرن منتظر رسيدنت
بيا ديگه تنهام نزار فرشته ها ندزدنت ؟
اين قلب من ميتپه براي تو همينو بس
دق ميكنم اگه نياي من ميميرم گوشه قفس
واي رسيدي عزيز من دلم برات تنگ شده بود
عزيز من ميدونستي ديشب هيچ ستاره اي غايب نبود
من بودمو تو بوديو ستاره ها مهمونمون
پيشم بمون پيشم بمون پيشم بمون

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 3:23 قبل از ظهر  توسط بی کس  | 



سلام عزيزم

اين چند روزههم کار داشتم هم بي حوصله بودم نتونستم چيزي بنويسم
هرچند اون حرفت که گفتي حتما الان اينترني بي رمقترم کرد اما خوب ديگه جايي بگم يا چيزي بنويسم!!!!

     امروز بر خلاف روزهاي قبل حرفي ندارم که بگم فقط اميدوارم اين دوره

جديد واست ارامش بياره که بخدا اينجوري از اين دوره راضيم.

دوست دارم خیلی زیاد

فعلا با اجازت ميرم
 by by

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط بی کس  | 



...خواستم بگم که
             فاطمه مادر حسنين است
                 ديدم که فاطمه نيست  خواستم بگم که
            فاطمه مادر زينب است
                 باز ديدم که فاطمه نيست

نه اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست
                       

            فاطمه فاطمه است

دکتر علی شریعتی کتاب (فاطمه فاطمه است)

 

هرچي ميخياي از حضرت فاطمه(س) بخواه و مطمئن باش جوابتو ميده.
تو که حتما جواب ميگيري عزيزم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط بی کس  | 




آسمان چشمهايم مال تو ...

 

اشكهاي جانگدازت مال من ...

 

خنده هاي دلگشايم مال تو ...

 

بي قراري...درد و رنجت مال من ...

 

باغ سر سبز خيالم مال تو ...

 

دشت غمناك وجودت مال من ...

 

خنده هاي وقت وصلم مال تو ...

 

انتظار و صبر و هجران مال من ...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط بی کس  | 



سلام
گلم حالت خوب باشه انشاالله

نميدونم چي شده؟!!! شايد واسه حرفاي ديروزت! باشه اما نه شايدم

واسه رفتارت باشه! و شايدم واسه هيچکدوم نباشه!!!

نميدونم خوب! احساس ميکنم شايد ديگه بايد فقط با يادت زندگي کنم.

هميشه  همه خاطرات را به ياد  خواهم داشت. اولين جمله رو اولين يادگاري اين بود:

                    هيچگاه فاصله ها جاي خاطره ها را نميگيرد

 

 

انشالله هميشه همجا موفق باشي و به اهدافت و ارزوهاي خوشکلت برسي
هميشه واست دعا ميکنم

من تورو از خدا ميخوام و کاري به بنده هاش ندارم اگه صلاح باشه انشالله

به قولي ميگن دهنتونو شيرين کنيد

 اگه هم اينجوري نشه نميدونم چي به سرم مياد و تا کي زنده ميمونم

من تلاشه خودمو ميکنم بقيش هم توکل به خدا جون مهربون.....

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط بی کس  | 



سلام
ببخشيد حتي حوصله نداشتم اينجا بنويسم. تو که خودت ميدوني منم چه عذابي دارم مي کشم چه رنجي دارم مخورم
ديروز واسه اون کاري که کردم خيلي خوشحال شدم انشاالله بقيه کارا هم با خود خداجون...

خدا رو شکر میکنم واقعا شرمندم کرد. بازم میگم خدا جون :

(فاستجب دعائی و اقبل ثنایی و ارحم ضراعتی....)

نميدونم امروز ديگه چي شدي نميدونم من چيکار ميتونم بکنم دلم داره ميترکه اما نميخام بگم از اينکارات خيلي خسته شدم
به خودم ميگم صبور باش صبور باش درست ميشه امه خيلي برام سخته....
الان هم 1 چيز خواستي که به خدا خيلي برام سخته اما چشم تا اونجا که بتونم رعايت ميکنم
فقط اميدوارم ..............
الان نميگم بذار بعدا بگم
انشاالله خدا کمکت ميکنه و هميشه موقف خواهي بود
ميسوزم و به انتظار خاهم نشست....

 

...be loyal for ever

you are in my heart in my mind for ever, every where

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط بی کس  | 



اگه قلبمو شکستی به فدای يک نگاهت

اين منم چون گل ياس نشستم سر راهت 

 توببين غبار غم رو که نشسته بر نگاهم

اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسياهم

 اگه عاشقی يه درده چه کسی اين درد نديده

 تو بگو کدام عاشق رنج دوری نديده

 اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهيم

 ميون اين همه آدم يه غريب و بی پناهيم

 تو ببين به جرمه عشقت پره پروازمو بستند

 تو نديدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط بی کس  | 



نمیدونم چی بگم یا چجوری بگم....

بخدا خیلی بهم ریختم که چرا نمیتونم هیچ کاری بکنم؟؟ 

کاشکی میشد بیام حرف بزنم باهاشون‌ کاشکی حرفامو قبول میکردن

کاشکی من اینقد بچه نبودم کاشکییییــ..........

خدایا ازت خواهش میکنم خودت واسه ما کاری بکن

دیگه فقط از خودت میخامش خداجون..... هرکار تو کردی دیگه....

(فاستجب دعائی و اقبل ثنایی و ارحم ضراعتی....)

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط بی کس  | 



سلام عزیز دلم

نمی دونم همین اول شروع کنم به دردو دل یا بزارم واسه بعد؟!!

اول بگم که خیلی دلم تنگ شده ها. 

ف... خیلی دوست دارم.

دلم شبا میترکه خیلی تنها مشمو میرم تو رویا........

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط بی کس  | 



عشق يعني خاطرات بي غبار, دفتري از شعر و از عطر بهار ,

عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز,

عشق يعني چشم خيس مست او, زير باران دست تو در دست او,

عشق يعني ملتحب از يك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق ,

گرمي دست تو در آغوش عشق, عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "

تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن

از برايش قلب خود تقديم كن

 

 

 

مرسی عزیزم خیلی قشنگ  بود. گذاشتم اینجا.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط بی کس  | 



سلام گلم.

۲ تا عکس گذاشتم فکر کنم دوسشون داری... 

(فقط اگه هر کدوم از عکسها باز نشدن روشون راست کلیک کن بزن show picture)

 

نی نی

 

میدونی که اینو چجوری گرفتم...! به کسی نگی ها!!

 

 

 

 خیلی دوست دارم

 

فعلا....by by

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 5:40 بعد از ظهر  توسط بی کس  | 



می خوابم به اميدآنکه شايددرخواب سايه ای ازچشمانت را ببينم.

 

می گريم،شايداشکهايم بدرقه راهت باشد.

 

می خندم شايدخنده ام تبسمی برروی لبانت باشد.

 

راه می روم شايدسايه ام همراهت باشد.

 

عزيزم در هر لحظه از زندگيم می بويمت،می خوانمت،می خواهمت،می بوسمت...

 

ای عزيزترين توبدان که زندگی يعنی بودنباتووداشتن دستهايت برای لحظه ای!...

 

کاش می دانستی که توتنهاکسی هستی که می توانم دوستت داشته باشم و فقط به من

 

                      می توان گفت:

                  عاشــــق                    

                              

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط بی کس  |